بلافاصله پس از تایید رسمی اصابت موشکها به مواضعی از جمله بیت رهبری، مدرسه شجره طیبه میناب و برخی زیرساختهای عمومی، موجی از پیامهای تصویری و متنی از سراسر ایران مخابره شد. این پیامها حکایت از صحنهای تکراری اما همواره نو در تاریخ معاصر داشت؛ صحنهای که در آن ملت و مدافعان حریم امنیت، پیوندی ناگسستنی را به نمایش گذاشتند.
در لحظاتی که سامانههای دفاع هوایی در آسمان تهران و دیگر کلانشهرها مشغول رهگیری پرتابههای دشمن بودند، نگرانی اولیه در دل مردم خیلی زود به اطمینانی عمیق تبدیل شد. این آرامش ناشی از اعتماد به توانمندی فرزندان این مرز و بوم بود. انتشار تصاویر عملیات متقابل نیروهای مسلح، بهویژه پاسداران و ارتشیان، مانند چراغی روشنگر بود که یقین داد دست بیگانگان به این حریم نخواهد رسید
در ادامه این رخداد، خیابانها و مساجد شهرهای مختلف شاهد حضور داوطلبانه مردم بود. بدون نیاز به هیچ فراخوان رسمی، حسینیهها، پایگاههای بسیج و میادین اصلی شهرها مملو از جمعیتی شد که با زبانی روزه و دلی سرشار از ایمان، همبستگی خود را با مدافعان کشور نشان دادند. روشن کردن شمع، برپایی موکبهای صلواتی و قرایت جمعی دعای فرج، تنها گوشهای از این همیاری بود که پیامی واضح به جهانیان مخابره کرد: «ملت ایران، پشتیبان رزمندگان است».
گفتوگوهای انجام شده با شهروندان در شهرهایی مانند جیرفت، ابعاد مختلف این اتحاد ملی را آشکار ساخت:
زهرا محمدی، معلم ۴۲ ساله: وی با اشاره به تعطیلی مدارس گفت: «در این روزها نذر کردهام برای سلامتی رزمندگان پشت سامانههای پدافندی، به صورت مجازی به دانشآموزانم آموزش دهم. وقتی خبر حمله را شنیدم، یاد جوانانی افتادم که در خط مقدم ایستادهاند. آنها پسران و برادران ما هستند و به وجود چنین نسلی افتخار میکنم.»
حسین رستمی، راننده تاکسی: او با توصیف صحنههای شبانه گفت: «دیشب از کنار پایگاه بسیج رد میشدم و دیدم نیروها با چه روحیهای بیدارند. با خودم گفتم اینها همسن پسرم هستند. دشمن باید بداند که زنجیره میان ملت و نیروهای مسلح گسستنی نیست.»
فاطمه سادات موسوی، دانشجوی روانشناسی: وی اعلام آمادگی کرد تا به صورت افتخاری برای آرامش روانی مردم فعالیت کند و افزود: «نگرانی اولیه در دانشگاه با اعتماد به توان رزمندگان جایگزین شد. ما نسل جوان با آگاهیبخشی و دعا، همقدم مدافعان هستیم.»
علیاکبر شریفی، کسبه باسابقه: او با یادآوری خاطرات دفاع مقدس گفت: «وقتی میشنویم جوانها در مرزها ایستادهاند، انگار فرزند خودمان آنجاست. مردم همیشه پشتوانه این عزیزان بودهاند و خواهند بود.»
اکبری، پرستار بیمارستان: وی از فضای بیمارستان گفت: «به محض شنیدن خبر حملات، همکارانم دست به دعا برداشتند. امنیت یک زنجیره به هم پیوسته است؛ از مرز تا بیمارستان. ما هم با خدمترسانی و حفظ آرامش بیماران، همراه رزمندگانیم.»
سید محمود علوی، بازنشسته آموزش و پرورش: او با ابراز آمادگی برای حضور در جبههها تاکید کرد: «امروز صحنههای دفاع مقدس با قدرتی بیشتر تکرار شده است. نسل جدید با بصیرت بیشتری اتحاد خود را نشان میدهد و کشور با همین سرمایه پابرجا میماند.»
محمدجواد کریمی، دانشآموز دبیرستانی: او نیز قول داد که راه رزمندگان را ادامه دهد و گفت: «معلمها به ما یادآوری کردند که رزمندگان ما استوارند و ما نیز راه آنها را دنبال خواهیم کرد.»
مادر شهید: زنی که با چادر اشکهایش را پاک میکرد، پیامی محکم داد: «پسرم را در دفاع مقدس دادم، اما امروز با دیدن جوانانی که همان راه را میروند، دلم آرام است. مادران ایران پشت شما هستند.»
این روایتها گواهی میدهد که در برابر تهدیدات برونمرزی، سرمایه راهبردی جمهوری اسلامی ایران فراتر از تجهیزات نظامی، «مردم» هستند. مردمی که با ایمان و بصیرت خود، سدّی محکم در برابر دشمنان ساختهاند. این همبستگی ملی پیامی صریح به متجاوزان دارد: هرگونه تهدید علیه امنیت ایران، با پاسخی متحدانه و سخت از سوی کل ملت روبرو خواهد شد.
















