چشم انتظار آسمان بودیم و آسمان بیاعتنا نماند. در شبی که قرار بود دستها برای بیعت با رهبر و مقتدایمان بلند شوند، زمینیان نظارهگر معجزهای دیگر بودند.
شب بیعت طایفه بهرآسمان با رهبر معظم انقلاب، شبِ ثبت یک عشق آسمانی در دفتر شرف بود؛ سردار مخلص و بیادعای ما، امیر امیرمحمدی، بیآنکه جز خدا کسی را به شهادت بگیرد، دست بیعتش را نه با جوهر که با سرخترین جوهر هستی – خون پاکش – امضا کرد. انگار قرار بود این شب، شبِ تمامنشدنیترین اوجها باشد.
و بهرآسمان، این دیار همیشه آغوشگشوده به استقبال شهدا، باز هم از قافله سبز شهادت عقب نماند.
این منطقه که هر کوچهباغش یادگار مردان خداست، امشب چهل و ششمین ستاره خود را در آسمان بینهایت نشاند. آری، چهل و ششمین شهید، سردار سرافراز اسلام، شهید امیر امیرمحمدی، نامش بر لوح پرافتخار این دیار جاودانه ثبت شد. او که عمری بیادعا زیست و بیسروصدا عاشق بود، حالا با افتخارآمیزترین پایان، فریاد زد که عشق به انقلاب و رهبری، پایانی جز شهادت ندارد.
امیر جان! از همان روزها که بیچشمداشت در میان رزمندگان بودی، از همان شبهای بیداری و روزهای گرم جهاد، همه میدانستیم روزی پرواز خواهی کرد.
ساده بودی، بیادعا بودی، با آن لبخند همیشگی و دلهای آرامبخش، آنقدر صمیمی که هر که تو را میدید، بیآنکه بداند سرداری، برادر صمیمیاش را در تو مییافت.
مخلصانه زیستن را از تو یاد گرفتیم، بیریا بودن را از تو به ارث بردیم. امروز که رفتهای، نه غم فقدان که شوق راهت در دلها مانده است. امروز که رفتهای، بهرآسمان باز هم نشان داد که مهد مردان بیادعاست؛ مردانی که سردارند اما سرداریشان را در سادگی و خلوص گم میکنند تا فقط خدا ببیند و بس.
شهادتت مبارک، امیر جان! امروز همنشین حسین (ع) شدی و آسمانیان به افتخار تو ایستادهاند.
راهت پررهرو باد، یادت همیشه در این سرزمین زنده، و نامت چون چهل و پنج ستاره پیشین، چراغ راه آیندگان. به امید دیدار، آنگاه که به کاروان شهدا ملحق شویم. تا آن روز، ما را در دعای خویش فراموش مکن که تو امروز به مقصد رسیدهای و ما همچنان در مسیر بیقراریهای عشق ماندهایم.
🌷 روحش شاد و راهش پررهرو باد 🌷
















