نویسنده نواب کمالی – سقوط سوریه به دست تروریستهای تکفیری و معارضین دولت بشار مهمترین اتفاق این روزهای منطقه ی غرب آسیا و شاید جهان است. از اتفاقات سوریه آنچه بیشتر از همه مایه اعجاب ناظران و تحلیلگران را فراهم آورد، سرعت تحولات به وقوع پیوسته در این کشور بود که واقعا غیرمنتظره بود.
در دلایل سقوط دولت بشار دلایل مختلفی گفته میشود و از بین همه ی این دلایل شاید مهم ترین دلیل این بود که مردم و ارتش سوریه دیگر مثل سابق ایستادگی و مقاومت از خود در مقابل مهاجمین نشان ندادند که خود این هم معلول عواملی بود که در این مطلب قصد پرداختن به آن را ندارم.
اما آنچه مهمتر است، سرنوشت کشور سوریه بعد از سقوط دولت بشار است. آیا مردم سوریه بعد از این روی خوش خواهند دید یا آرامش برای همیشه از این کشور رخت خواهد بست و این کشور برای یک دوره طولانی درگیر جنگ های داخلی و شورش های بی پایان خواهد شد و خاک این کشور مثل گوشت قربانی بین گروه های تروریستی در داخل تقسیم خواهد شد و عوامل خارجی هم به این کشور چشم طمع خواهند دوخت؟
برخی تحلیل گران «تجزیه» را محتمل ترین گزینه برای آینده سوریه میدانند و برخی هم معتقدند که دیگر نامی بنام «سوریه» در نقشه آینده دنیا وجود نخواهد داشت.
هنوز ۴۸ ساعت از سقوط دولت سوریه نگذشته، اسراییل بیش از ۳۰۰ بار تأسیسات دفاعی و زیرساخت های کشور سوریه را در هم کوبیده و همچنان ادامه دارد.
اتفاقات اخیر سوریه درس های زیادی برای ملت های دنیا دارد که از بین همه آنها من فقط به سه درس آن اشاره میکنم:
۱- درس اول اتفاقات سوریه این بود که غلط بودن و نادرستی این گزاره که مدام توسط برخی ساده لوحان تکرار میشد که استکبار و رژیم صهیونیستی طرفش رژیم بشار اسد است و کاری با مردم سوریه ندارد برای همگان ثابت شد. در ۴۸ ساعت گذشته دیگر بشاری بر سر کار نبوده اما رژیم صهیونیستی بیش از ۳۰۰ بار تأسیسات دفاعی و زیرساخت های مردم این کشور را در هم کوبیده و حتی به دانشمندان این کشور هم رحم نکرده است.
۲- درس دوم اثبات این گزاره بر همگان بود که نظم و حاکمیت ولو اشکالات اساسی هم داشته باشد بهتر از بی نظمی و بی دولتی است. همگان دیدند که بلافاصله بعد از سقوط دولت سوریه، رژیم صهیونیستی از بلندیهای جولان حمله زمینی خود را به این کشور شروع کرده و تا ۴۰ کیلومتری مرکز سوریه (دمشق) هم پیشروی داشته است؛ رویایی که ۴۵ سال بود در سر می پروراند و الان در بی دولتی سوریه دارد آن را عملیاتی میکند!
۳- این گزاره مقام معظم رهبری که «هزینه تسلیم به مراتب بیشتر از هزینه مقاومت است» هم در پس این اتفاقات درستی آن برای همه اثبات شد. ارتش و مردم سوریه اگر در مقابل معارضین می ایستادند و مقاومت میکردند شاید برای آنان هزینه هایی هم به همراه میداشت اما آن هزینه ها به مراتب کمتر از وضعیت فعلی (دست درازی به خاک این کشور و تصرف خارجی، هرج و مرج داخلی و رخت بستن آرامش از این کشور) میبود.
















