تاریخ : چهارشنبه, ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵ Wednesday, 3 June , 2026
1

ساردوییه زیر سایه خورشید؛ وقتی پرچم رضوی بر شانه‌های کوهستان نشست

  • کد خبر : 13111
  • 05 می 2026 - 17:05
ساردوییه زیر سایه خورشید؛ وقتی پرچم رضوی بر شانه‌های کوهستان نشست
با ورود کاروان زیر سایه خورشید به آستان مقدس امام‌زاده سلطان سید احمد، ساردوییه لحظه‌ای از جنس نور را تجربه کرد؛ لحظه‌ای که اشک شوق در چشمان مردم نشست و صحن امام‌زاده به عطر مشهدالرضا آغشته شد.

اد عصرگاهی ساردوییه آرام از میان درختان گردو می‌گذشت و بوی خاک نم‌خورده را در هوا پخش می‌کرد؛ انگار طبیعت هم می‌دانست امروز مهمانی از جنس نور به این دیار می‌رسد. مردم از روستا ها، کوچه‌ها و خانه‌های دور و نزدیک، آرام‌آرام به سمت آستان مقدس امام‌زاده سلطان سید احمد می‌آمدند؛ با دل‌هایی که از شوق می‌لرزید و چشم‌هایی که منتظر دیدن پرچمی بودند که بوی مشهد می‌دهد.

وقتی کاروان «زیر سایه خورشید» وارد صحن شد، سکوتی کوتاه بر جمعیت نشست؛ سکوتی که فقط در لحظه‌های بزرگ اتفاق می‌افتد.

ناگهان صلوات‌ها بالا گرفت، اشک‌ها جاری شد و دست‌ها به سمت پرچم سبز رضوی دراز شد ؛ گویی همه می‌خواستند لحظه‌ای بیشتر زیر سایه آن سبزی مقدس بمانند؛ لحظه‌ای که شاید سال‌ها در دلشان بماند.

خادمان رضوی آرام میان مردم قدم می‌زدند؛ با لبخندهایی که خستگی راه را پنهان می‌کرد و با نگاهی که انگار از صحن انقلاب تا این کوهستان آمده بود.

هر بار که یکی از مردم پرچم را لمس می‌کرد، چیزی در چهره‌اش تغییر می‌کرد؛ انگار باری از روی شانه‌اش برداشته می‌شد یا امیدی تازه در دلش جوانه می‌زد.

کودکان با چشم‌های درخشان کنار مادرانشان ایستاده بودند؛ بعضی‌ها دست‌های کوچکشان را روی سینه گذاشته بودند و زیر لب «یا رضا» می‌گفتند.پیرمردی که عصا به دست داشت، با صدایی لرزان گفت: سال‌هاست آرزو داشتم یک‌بار پرچم آقا را از نزدیک ببینم… امروز انگار خود امام رضا(ع) به ساردوییه آمده‌اند.

نوای مداحی در صحن پیچید؛ صدایی که با باد می‌رفت و روی شانه‌های کوه می‌نشست. مردم آرام اشک می‌ریختند، دعا می‌کردند، حاجت می‌خواستند. آستان امام‌زاده سلطان سید احمد در آن لحظه فقط یک مکان نبود؛ پناه بود، آغوش بود، خانه‌ای که نور در آن قدم گذاشته بود.

وقتی مراسم رو به پایان رفت، کسی دلش نمی‌خواست صحن را ترک کند. مردم آرام قدم برمی‌داشتند، اما نگاهشان هنوز به پرچم بود؛ انگار می‌خواستند آخرین تصویر را در دلشان حک کنند. ساردوییه آن شب آرام‌تر از همیشه بود؛ شهری که زیر سایه خورشید، نفسی تازه کرده بود.

لینک کوتاه : https://taranomma.ir/?p=13111

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


برچسب ها
آب و هوای استان کرمان آمار کرونا در استان کرمان اخبار استان کرمان اخبار حوادث استان کرمان اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان استاندار کرمان استانداری کرمان استخدام در نیروی انتظامی اقتصاد امام جمعه جیرفت انتخابات ریاست جمهوری انتخابات شورای شهر استان کرمان انتقال آب هلیل رود به شهر کرمان ایران جنوب استان کرمان حجت الاسلام میثم تارم امام جمعه جیرفت خطبه های نماز جمعه جیرفت دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان دادگستری استان کرمان دانشگاه علوم پزشکی جیرفت دانشگاه علوم پزشکی کرمان سازمان جهاد کشاورزی جنوب استان کرمان ستاد مقابله با کرونای استان کرمان سردار معروفی فرمانده سپاه  ثارالله شهباز حسن پور نماینده سیرجان و بردسیر شهردار جیرفت شهرداری جیرفت شهرستان عنبرآباد شورای اسلامی شهر جیرفت علی زینی وند فرماندار جیرفت فرمانداری جیرفت فرمانداری عنبرآباد فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان مدارس استان کرمان هادی ربانی هادی ربانی شهردار جیرفت هواشناسی استان کرمان پیش بینی هواشناسی استان کرمان کرونادر استان کرمان کرونا در جیرفت کرونا در کرمان کرونای انگلیسی یزدان افشاری پور