جلسه هماندیشی با احزاب، جریانهای سیاسی و چهرههای تأثیرگذار شهرستان جیرفت را که مرور میکردم، علی رغم تایید چنین هم اندیشی هایی برای وحدت و پیشرفت شهرستان ، یک نکته بیش از هر چیز به چشم میآمد؛ جای خالی جوانان، دانشگاهیان، متخصصان و چهرههای اثرگذار نسلهای جدید بود .
این غیبت را نباید صرفاً یک اتفاق معمول در یک جلسه سیاسی تلقی کرد. شاید این تصویر، بخشی از واقعیت امروز فضای سیاسی شهرستان باشد؛ واقعیتی که در آن بخش قابل توجهی از جوانان تحصیلکرده و متخصص، اساساً احساس نمیکنند در فرآیند تصمیمسازی سیاسی جایی برای آنها تعریف شده است و فقط نردبان پیران سیاسی هستند که انتخابات به انتخابات آمده و تصمیم گیری کرده و بعد از انتخابات هم سرگرم کارهای معدنی و کلان اقتصادی شده و حتی جواب تلفن های جوانان را نمی دهند .
جیرفت در طول دهههای گذشته چهرههای سیاسی متعددی داشته است؛ افرادی که سالها در انتخابات، احزاب و جریانهای سیاسی فعال بودهاند و تجربه و سابقه آنها قابل انکار نیست.
اما تجربه سیاسی زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود که راه را برای نسل بعدی باز کند، نه اینکه برای همیشه جای نسل بعد را بگیرد.
مسیله اینجاست که اگر جوان جیرفتی احساس کند در فاصله میان دو انتخابات کسی سراغ او نمیآید، اما در آستانه انتخابات ناگهان رأی و نظر او اهمیت پیدا میکند، طبیعی است که به مرور از سیاست فاصله بگیرد.
نسل جدید دیگر صرفاً با شعارهای انتخاباتی قانع نمیشود. جوان امروز درباره اشتغال، اقتصاد، معدن، کشاورزی، دانشگاه، فناوری، محیط زیست، سرمایهگذاری و آینده شهرش سوال دارد و انتظار دارد در تصمیمگیری درباره این مسایل، خودش نیز صاحب نقش باشد.
از سوی دیگر، نمیتوان از جوانان خواست که وارد عرصه سیاسی شوند، اما در زمان تصمیمگیری، همان ساختارهای قدیمی همچنان تصمیمگیر اصلی باشند.
اگر قرار است جوانان در آینده مدیریت شهرستان را برعهده بگیرند، باید از امروز در اتاقهای تصمیمسازی حضور داشته باشند؛ نه اینکه تنها در زمان انتخابات بهعنوان سرمایه اجتماعی و رأیدهنده مورد توجه قرار گیرند.
البته نقد این وضعیت به معنای نادیده گرفتن تجربه نسلهای گذشته نیست.
اتفاقاً سیاست شهرستان به تجربه این افراد نیاز دارد؛ اما تجربه باید تبدیل به پل انتقال قدرت و دانش به نسل جدید شود، نه دیوار میان نسلها.
واقعیت این است که جیرفت امروز دیگر همان جیرفت دو یا سه دهه قبل نیست. دانشگاه، فضای مجازی، افزایش سطح تحصیلات، توسعه اقتصادی و تغییر مطالبات اجتماعی، نسل تازهای از نیروهای متخصص را به وجود آورده است؛ نسلی که شاید کمتر اهل حضور در جلسات سنتی سیاسی باشد، اما درباره آینده شهرستان حرف و ایده دارد.
بنابراین شاید سوال اصلی این نباشد که چرا جوانان در چنین جلساتی حضور ندارند؛ سوال مهمتر این است:
چه اتفاقی افتاده که بخشی از جوانان تحصیلکرده و متخصص جیرفت، سیاست رسمی شهرستان را متعلق به خود نمیدانند؟
اگر پاسخ این سوال جدی گرفته نشود، فاصله میان جامعه جوان و ساختار سیاسی شهرستان بیشتر خواهد شد.
سیاست در جیرفت برای زنده ماندن، نیازمند نسلسازی است؛ نسلی که از دل دانشگاه، کسبوکار، رسانه، تشکلهای اجتماعی، جامعه تخصصی و بدنه واقعی مردم وارد فرآیند تصمیمسازی شود.
شاید وقت آن رسیده باشد که جلسات سیاسی شهرستان فقط محل گفتوگوی چهرههای شناختهشده انتخاباتهای گذشته نباشد و در کنار آنها، جوانی که قرار است آینده جیرفت را بسازد نیز پای میز تصمیم بنشیند.
چرا که آینده جیرفت را نمیتوان با نگاه به گذشته ساخت؛
تجربه گذشته لازم است، اما آینده متعلق به نسلی است که امروز کمتر دیده میشود.
















