ایران بزرگ، یکی از کشورهای استثنایی کره خاک است. این کشور از حیث: موقعیت جغرافیایی، نفت، گاز، معادن، کشاورزی، اتصال به آبهای آزاد، انرژی خورشیدی، انرژی بادی، مناظر طبیعی، اماکن تاریخی و… دارای رکورد و جایگاه در سطح جهانی بوده و تنها با تکیه بر هر کدام از این مواهب خدادادی، میتوان مملکتی آباد و مترقی ساخت.
اما با کمال تأسف، طی دهههای گذشته بهدلیل وقوع چندین جنگ ویرانگر، تحریمهای فلجکننده قدرتهای خارجی بویژه آمریکا و عدم رعایت شایستهسالاری در سطوح مدیریتی و تصمیمگیری، این مملکت از روند توسعه و پیشرفت همهجانبه و متوازن فاصله گرفته و در بسیاری از حوزهها از جمله صنعت برق، با مشکلات عدیدهای مواجه میباشد که طی چند ساله اخیر، این نقیصه نقاب از چهره پنهان خود برداشته و مردم ضعف ساختارهای آن را به وضوح در زندگی خود مشاهده کردهاند.
آری، کمبود برق یا به قول کارشناسان ناترازی در حوزه انرژی، دیگر از حالت هشدار خارج گردیده و اثرات ملموس آن بر زندگی مردم سایه انداخته است. اما عمدهترین مشکل در شرایط فعلی، عدم شفافیت و صداقت وزارت نیرو و صنعت برق با مردم در بیان واقعیات یا به نوعی کتمان حقیقت است.
زیرا قطعی برق قابل کتمان و پنهانکاری نبوده و عدم شفافیت و برنامهریزی صحیح در اعلام جداول خاموشیها میتواند زندگی و حتی حیات افراد خصوصاً سالمندان و کودکان را به خطر بیندازد و برنامهریزی توسط مردم برای اموری همچون: محافظت از وسایل برقی، نماندن در پشت دربهای برقی، گرفتار نشدن در محفظه آسانسور، تنظیم زمان استفاده از حمام، تدابیر مراقبت از بیماران و نوزادان، تنظیم ساعت مراجعه به بانکها، شرکتها و ادارات و دهها مسیله مهم دیگر را مختل نماید.
لذا از مسیولان صنعت برق کشور انتظار میرود با حضور مستمر و مداوم در رسانههای معتبر، شرایط خاص کشور و محدودیتهای موجود را به صورت علنی و شفاف با مردم در میان گذاشته و راهکارهای عملی برای برونرفت از این وضعیت را بیان کنند.
زیرا پنهانکاری و قطع برق با عناوین مبهمی همچون: «احتمال خاموشی ناشی از انجام تعمیرات، اصلاح و بهینهسازی شبکههای برق» بدون اعلام جدول زمان و مکان مشترکان، به نارضایتی گسترده دامن زده و اندک اعتماد باقیمانده مردم نیز از بین رفته و نه تنها با صنعت برق در عبور از پیک مصرف همکاری نمیکنند، بلکه در تقابلی انتقامی، حتی روزها لامپهای خانه خود را خاموش نمیکنند و دشمنی با شرکت برق در ذهن مردم خصوصاً کودکان به یک فرهنگ تبدیل میشود که تغییر این نگاه، دههها زمان نیاز خواهد داشت.
شایان ذکر است تداوم این عدم شفافیت، تلاشهای بیشمار پرسنل خدوم صنعت برق خصوصاً نیروهای سیمبان شرکتهای توزیع که در سرمای استخوانسوز زمستان و گرمای طاقتفرسای تابستان در حال مجاهدت و جانفشانی میباشند را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد، زیرا عوام، همه مجموعه صنعت برق را اداره برق میپندارند.














