طهماسب بدرود، رزمنده پیشکسوت و جانباز دفاع مقدس که افتخار حضور در کنار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی را در طول ۵۷ ماه از دوران جنگ تحمیلی دارد، در گفتوگویی صمیمانه، خاطراتی ناب و کمتر شنیده شده از این شهید والامقام را روایت کرد.
آغاز آشنایی؛ تلاش برای تأثیرگذاری در میدان نبرد
بدرود با بیان اینکه از ابتدای حضور در جبههها تلاش میکرد تا در میان انبوه رزمندگان، فردی مؤثر و متمایز باشد، به اولین برخورد جدی خود با حاج قاسم اشاره کرد: در عملیات فتحالمبین، به دلیل شرایط خاص، به بستان رفتم. هنگام بازگشت، حاج قاسم مرا خواست و با نگرانی پرسید چرا به بستان رفتی؟
وی توضیح داد که این موضوع، بعدها با روشن شدن واقعیت، به آغاز رابطهای صمیمانه و مبتنی بر اعتماد تبدیل شد.
حاج قاسم؛ فرماندهی با دغدغه انسانسازی
این جانباز با اشاره به شخصیت چندبعدی شهید سلیمانی، خاطرهای از یکی از دیدارهایش در جیرفت تعریف کرد: شب یادواره شهدای غواص، با وجود باران، حاج قاسم به خانه ما آمد. با سادگی و صمیمیت پذیرایی شد و تأکید کرد فردا در مراسم حاضر شوم.
بدرود ادامه داد که با وجود برخی ذهنیتهای نادرست درباره خود، حاج قاسم با در آغوش گرفتن و تجلیل از او در جمع، حمایت قاطعانهاش را نشان داد و حتی پیش از سخنرانی خود، از بدرود خواست تا شعرخوانی کند.
وفاداری به دوستان و توجه به خادمان نظام
رزمنده پیشکسوت جیرفتی، با اشاره به حساسیت شهید سلیمانی نسبت به حضور همرزمان در مراسم، گفت: در دهه فاطمیه، حاج قاسم به دلیل عدم حضور من گله کرد. وقتی دلیل عدم دعوت را گفتم، با توضیح اینکه نام من در صدر لیست بوده، بلافاصله زمینه حضور را فراهم کرد.
بدرود با بیان اینکه شهید سلیمانی همواره بر نقش رزمندگان و خدمتگزاران پایبند تأکید داشت، افزود: در همان مراسم، با اصرار حاج قاسم، بار دیگر شعرخوانی انجام دادم. او به شأن رزمندگان احترام خاصی میگذاشت.
خاطراتی از عملیات والفجر ۸ و رشادتهای میدانی
بدرود با بیان خاطرهای از عملیات والفجر ۸، به نقش شهید سلیمانی در هدایت عملیات و همچنین رشادتهای رزمندگان اشاره کرد: درگیری سنگینی در منطقه پیش آمد. با اطلاعرسانی به موقع، توانستیم نیروهای خودی را از محاصره نجات دهیم. بعداً حاج قاسم مسؤولیت گرفتن پاسگاه را به من سپرد که با غافلگیری دشمن و بدون تلفات انجام شد.
وی در ادامه، با یادآوری مجروحیت شدید خود در همین عملیات، از فداکاری همرزمانی مانند غلامعلی نوری که زیر آتش سنگین او را نجات دادند، تقدیر کرد.
نامهای از حاج قاسم؛ جلوهای از عواطف مرد میدان
این همرزم شهید سلیمانی، با تأثیرپذیری از نامهای که حاج قاسم پس از یک سوءتفاهم برایش فرستاد، بخشهایی از آن را قرائت کرد: در بخشی از نامه آمده بود: عزیزانم من با لب خشکیده… بارها و بارها قطرات زلال ایثار شما را در وجودم حس نمودم و جان گرفتم… شما سایههای خنک و معطر تابستان سوزان ملت بودید… قاسم با شما قاسم شد. حیات من بی شما مرگ است و مرگ با شما حیات و لذتبخش خواهد بود.
طهماسب بدرود در پایان با تجلیل از شخصیت شهید سلیمانی، او را نماد مقاومت، ایثار و مردمداری دانست و گفت: حاج قاسم تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او معلم اخلاق، مهربان با همرزمان و سختگیر در برابر دشمنان بود. یاد و راهش همیشه جاودان است.















