نویسنده ، صادق پرتابیان : در دل رشتهکوههای جبالبارز، جایی که قناتها روزگاری رگهای حیات کشاورزی بودند، امروز تنها صدای خشکی و انتظار به گوش میرسد. هفده قنات تاریخی روستای جشار پس از زلزله بم فروریختهاند و باگذشت بیش از دو دهه، هنوز اقدام مؤثری برای احیای آنها توسط متولیان امر صورت نگرفته است.
خبرنگاران بسیجی شهرستان جیرفت در تور رسانهای به دل رشتهکوههای صعبالعبور جبالبارز سفر کردند؛ سفری که هدف آن شنیدن صدای مردمی بود که سالهاست در سکوت و محرومیت زندگی میکنند. روستاهای کلکوهی، بیدسیاه، شکرک، گرزماند، هوان، پسلنگر ، جشار ، درره رود و….. با وجود پیشینه تاریخی و ظرفیتهای طبیعی، همچنان با مشکلات زیرساختی و خدماتی جدی مواجهاند.

در روستای جشار، یکی از قدیمیترین سکونتگاههای منطقه، پیرمردی با چشمانی پر از اشک، روایت میکند: از زلزله بم تا امروز، ۱۷ قنات ما ریزش کردهاند. اگر مرمت شوند، باغها زنده میشوند و جوانان میمانند. ما آب داریم، اما راهی برای رساندنش نیست.
مادر سه فرزند، از دشواریهای زندگی روزمره میگوید: در فصل باران، راهها گلآلود و شکستهاند. دخترم بیمار شد، و بهخاطر لغزندگی جاده هیچ ماشینی قادر به حرکت و عبور از جادهها و پیجهای این مسیر را نداشت و کودکم چندین روز در تب وحشتناک سوخت تا جاده کمی خشک شد و توانستیم به درمانگاه منتقلش کنیم.
جوانان با صدایی پر از امید و اعتراض میگویند: آب کشاورزی، جاده ارتباطی، اینترنت و تلفن همراه نداریم. بدون ارتباط، نه میتوانیم، نه کار کنیم، نه حتی برای کمک فریاد بزنیم و اگر خدمات اداره کل امور عشایری جنوب استان کرمان نبود الان همین عشایر هم در این منطقه ساکن نبودند.
روحالله احمدیوسفی، اظهار داشت: این روستاها ظرفیتهای بینظیری در کشاورزی کوهستانی، گردشگری طبیعی و دامداری دارند. اما بدون زیرساخت، این ظرفیتها خاموش میمانند.
قنات ها را احیا کنید

دهیار روستای جشار افزود: احیای قناتها نهتنها آب کشاورزی را تأمین میکند، بلکه میتوان باانرژی آنها برق تولید کرد. این پروژه نیازمند همکاری وزارت کشاورزی، میراثفرهنگی و نهادهای برنامهریز است.
وی خاطرنشان کرد: این خانوادهها، این روایتها، فقط درد نیستند، هشدارند. اگر قناتها احیا شوند، اگر راهها ساخته شوند، اگر ارتباط برقرار شود، جبالبارز میتواند الگویی برای توسعه پایدار باشد و من این مطالبات را در جلسات رسمی مطرح کردهام و پیگیر اجرای آنها هستم.
توکلی از اهالی منطقه جشار با گلایه از خرابی راههای روستایی این منطقه افزود: این راهها شایسته این مردم نیست بهخاطر این راه ارتباطی صعبالعبور هیچ راهی برایمان جز ترک دیار ابا و اجدادی خود نداریم .
این جوان جشاری خاطرنشان کرد: پدرم میگفت این قناتها مثل رگهای زمیناند. از زلزله بم تا حالا، ۱۷ قنات خوابیدهاند. اگر لایروبی شوند، باغها برمیگردند، جوانها میمانند، و روستا نفس میکشد.
دختر جوانی که برای کمک به والدین خود به روستا آمده بود، گفت: اینجا اینترنت نیست، تلفن نیست، حتی نمیتوانم یک پیام بفرستم. ما میخواهیم بمانیم، ولی انگار باید برویم
وی با اشاره به دکلهای فشارقوی که از روی منازلشان عبور کرده بود گفت: شما نگاه کنید از روی منازل ما برق عبور کرده و ما برق نداریم.
جبالبارز، با تمام زیبایی طبیعیاش، هنوز در سایه فراموشی است. خانوادههای ساکن این مناطق محروم، با زبان ساده و صادقانه، خواستههایی را بیان کردند که نه تجملیاند و نه غیرممکن؛ این گزارش، دعوتی است برای دیدن، شنیدن و اقدام؛ برای آنکه جبالبارز را نه بهعنوان نقطهای دور، بلکه بهعنوان بخشی زنده از ایران بشناسیم.






















