نویسنده گزارش ، محمد صادق پرتابیان ،در جنوب استان کرمان، رسانهها روزگاری صدای مردم بودند؛ پژواک دردها، مطالبهگر حقوق فراموششده، و چشم بیدار جامعه در برابر قدرت؛ اما امروز، آن صدای رسا در هیاهوی فلاش دوربینها و قابهای تبلیغاتی گم شده است. رسانههایی که باید پرسشگر باشند، به عکاسان نشستهای خبری بدل شدهاند؛ و خبرنگارانی که باید مطالبهگر باشند، در نقش ضبطکنندهی بیچالش سخنان مدیران ظاهر میشوند.
از رسالت تا نمایش
در بسیاری از نشستهای خبری و مراسمهای اداری، شاهد حضور پرتعداد رسانهها هستیم؛ اما نه برای پرسش، نه برای تحلیل، بلکه برای ثبت تصویر و انتشار بیانیه. در یک نشست دهنفره، گاه شش نفر از اهالی رسانه صرفاً مشغول عکاسی و فیلمبرداریاند. این تغییر نقش، نه حاصل تحول حرفهای، بلکه نتیجهی فشارهای ساختاری و توقعات نهادهای قدرت است؛ و این نشان از تغییر نقش رسانه ها ابزار تزئینی است.
دعوت برای سکوت، نه نقد
مدیران محلی، رسانهها را به نشستها دعوت میکنند، اما نه برای شنیدن نقد یا پاسخگویی به مطالبات مردم. آنچه انتظار دارند، پوشش تصویری و بازنشر بیچالش سخنانشان است.
در این فضا، اگر رسانهای جسارت کند و نقدی وارد سازد، با واکنش تند و گارد دفاعی مدیران مواجه میشود.
گویی نقد، نه بخشی از گفتوگوی اجتماعی، بلکه تهدیدی علیه اقتدار است.
پیامدهای این انحراف
این تغییر نقش رسانهها، پیامدهایی جدی دارد؛ خاموشی صدای مردم: مشکلات واقعی، از فقر و بیکاری تا کمبود زیرساختها، در سایهی تصاویر مدیران گم میشوند
تضعیف اعتماد عمومی؛ مردم دیگر رسانهها را نمایندهی خود نمیدانند، بلکه آنها را بازوی تبلیغاتی قدرت میبینند
فرسایش حرفهای خبرنگاران ؛ خبرنگارانی که دغدغه دارند، یا منزوی میشوند یا مجبور به سکوت خواهند شد و در همین سال ها شاهد کناره گیری خبرنگاران مطالبه گر و مردمی و تعطیلی رسانه هایی مانند معراج ، جنوب شرق ، عبور ، رودبار زمین و …. بوده ایم .
بازگشت به مسیر درست، نیازمند جسارت رسانهها، پذیرش نقد از سوی مدیران، و حمایت ساختاری از خبرنگاران مستقل است.
رسانه باید دوباره به جایگاه خود بازگردد که آن همان صدای مردم، نه تصویر قدرت است.















