در خردادماه ۹۳ که کلنگ تنها بیمارستان شهرستان عنبرآباد به زمین زده شد قرار بود این مرکز مرهمی بر زخمهای درمانی جنوب استان و شهرستان عنبرآباد باشد؛ اما امروز خود به زخمی بدل شده؛ زخمی که هر بار با آمدن مسئولی جدید، با ادبیاتی مشابه پانسمان میشود؛ «باید هرچه سریعتر افتتاح شود»، «پیمانکار موظف است تسریع کند»، «دستور لازم صادر شد» و در آخر همان ساختمان نیمهکاره میماند و امیدهایی که رنگ میبازند.
اما آنچه در عمل دیده میشود، دیوارهایی نیمهکاره، تجهیزات خاک خورده، و مردمی که همچنان برای درمان، کیلومترها راهی جیرفت یا کرمان میشوند.
تاریخچهای از وعدهها، نه پیشرفتها
از زمان کلنگزنی این پروژه، چندین استاندار، نماینده مجلس، رئیس دانشگاه علوم پزشکی و مدیر اجرایی آمده و رفتهاند و هرکدام با بازدیدی رسانهای، جلسهای پر از تأکید، و دستوری که در همان جلسه باقیمانده است. حتی پیش از استاندار فعلی، نماینده منطقه با لحنی مشابه با پیمانکار سخن گفت و وعدههایی داد که امروز دیگر حتی در حافظه عمومی نیز رنگ باختهاند.
مردم عنبرآباد بهدرستی میپرسند ؛ اگر این پروژه واقعاً اولویت دارد، چرا هیچگاه در اولویت بودجه، نظارت، یا پیگیری قرار نگرفت؟ آیا مشکل در تأمین اعتبار است؟ در ضعف پیمانکار؟ یا در نبود ارادهای جدی برای پاسخگویی؟
عدالت درمانی؛ شعاری که در عنبرآباد معنا ندارد
در شرایطی که عدالت درمانی یکی از اصول بنیادین نظام سلامت کشور معرفی میشود، عنبرآباد نمونهای عینی از نقض این اصل است.
شهرستانی با جمعیتی قابلتوجه، اما بدون بیمارستان فعال؛ درحالیکه در برخی مناطق برخوردار، بیمارستانهای تخصصی با تجهیزات پیشرفته افتتاح میشوند، مردم این منطقه برای ابتداییترین خدمات درمانی نیز باید رنج سفر را تحمل کنند.
این تبعیض ساختاری، نهتنها سلامت جسمی مردم را تهدید میکند، بلکه اعتماد عمومی به نهادهای اجرایی را نیز فرسایش میدهد. هر وعدهای که بینتیجه بماند، نهتنها پروژهای را متوقف میکند، بلکه امیدی را نیز خاموش میسازد.
راهحل چیست؟
اگر استاندار واقعاً قصد دارد این پروژه را به سرانجام برساند، باید فراتر از تکرار جملات کلیشهای حرکت کند.
مردم نیازمند جدول زمانبندی دقیق، تخصیص بودجه شفاف، و گزارشهای ماهانه از پیشرفت پروژه هستند. رسانهها باید بهجای پوشش بازدیدهای تشریفاتی، پیگیر اجرای تعهدات باشند و نماینده مجلس، بهجای، باید در صحن علنی خواستار پاسخگویی وزارت بهداشت و سازمان برنامهوبودجه شوند.
بیمارستان عنبرآباد، نماد یک مطالبه عمومی است که سالهاست در پیچوخم وعدهها گرفتار شده است. اگر قرار است تغییری رخ دهد، باید با صداقت، شفافیت و تعهد همراه باشد.
مردم دیگر به وعدهها دل نمیبندند؛ آنها منتظر عمل هستند و این بار، اگر قرار است سخنی گفته شود، باید با صدای افتتاح همراه باشد، نه وعده…















