در حال حاضر یکی از بحرانیترین و بغرنجترین مسائل موجود در جامعۀ ما مسئلۀ سلامت اخلاق و روان میباشد.وجود شاخصهای نگران کنندهای همچون: آمار بالای خودکشی، بزهکاری، اعتیاد، طلاق، انحرافهای اخلاقی، اضطراب، افسردگی و… نشان از حال خراب جامعه دارد.لذا ارتقاء سلامت روانی و پيشگيری از مشکلات آن يک هدف و وظيفۀ مهم برای مديران، مسئولان و دستاندرکاران حوزۀ سلامت روان در کشور است.
هر چند جو کلی حاکم بر جامعه اعم از شرایط آموزشی و اقتصادی بر تمامی این شاخصها اثرگذار میباشد، اما نباید از نظر دور داشت که اولین و مهمترین نهاد اجتماعی در شکلگیری این بحران؛ خانواده میباشد. در واقع نداشتن درک درست از اصول فرزندپروری و سهلانگاری نهادهای ذیربط در آگاهیبخشی به والدین در این رابطه، زمینهساز شرایط کنونی شده است.
بیگمان تربیت یک فرزند سالم مجموعهای از ابعاد از جمله: تربیت معنوی، تربیت جنسی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، جسمانی و… را در برمیگیرد که متأسفانه در جامعۀ ما تنها حوزۀ سلامت جسم و تحصیل فرزندان مد نظر قرار میگیرد.
مجموعۀ این سهلانگاریها به علاوۀ فرزندآوری خودخواهانه به دلایل غیر علمی مانند: حل اختلاف زناشویی، درمان اختلالات روانی والدین و یا اجبار یکی از طرفین ازدواج در پیوندهای متعارض برای پایبند نمودن زوج ناراضی، همه و همه تنها یک نتیجه در پی دارد و آن هم تربیت نسلی رنجکشیده و ناراضی است.
البته تولد فرزند در شرایطی که ازدواج صورت گرفته، ازدواج موفقی باشد، موجب ارتقای سطح سلامت روانی همسران و تقویت رابطۀ آنها میشود. زوجهایی که دارای کارکرد روانی سالم هستند، میتوانند به طور مناسب با نقشهای جدید پدر و مادری تطابق پیدا کنند، در حالی که همسرانی که قبل از تولد فرزندشان از سازگاری زناشویی مطلوبی برخوردار نبودهاند، پس از تولد فرزندشان در معرض خطر جدایی و از هم پاشیدن رابطۀ زناشویی قرار میگیرند.
در نتیجه آنچه که ذکر شد این مهم ضروری است که فرزندآوری و پرورش یک فرزند، نیازمند آمادگی و آگاهی در این رابطه میباشد، لذا هر پدر و مادری بایستی بر خود فرض بداند که در این مسیر دلپذیر از راهنمایی متخصصان کارآمد و کتابها و محتواهای علمی در تمامی ابعاد رشد کودک خود کمک بگیرند، چرا که به عنوان مثال تنها اگر یک فرآیند جدا نمودن کودک از شیر مادر یا فرستادن کودک به مدرسه با روشی غیراصولی صورت بپذیرد این احتمال میرود که ابعاد روانی این پدیده مادامالعمر در شخصیت کودک پابرجا بماند.
همچنین ضروری است که دولتها همانند تمامی جوامع توسعه یافته، این آموزشهای حیاتی، سرنوشتساز و جامعهساز را به صورت رایگان و همه شمول در اختیار همگان قرار دهند.
















